![]() |
![]() |
|
| تاریخ فرهنگ و جامعه |
|
وشعری از ادیب الممالک فراهانی: برخيز شتربانا بربند کجاوه کز شرق عيان گشت همي رايت کاوه |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:34 توسط محمد دلاوری |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:32 توسط محمد دلاوری |
|
|
٭ بيتو، مهتاب شبي، باز از آن کوچه گذشتم،
همهتن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانهي جانم، گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشهي ماه فروريخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد: تو به من گفتي: ـ «از اين عشق حذر كن! لحظهاي چند بر اين آب نظر كن، آب، آيينهي عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است؛ باش فردا، كه دلت بادگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!» با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد، ![]() چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم...» بازگفتم كه: «تو صيادي و من آهوي دشتم تا بدام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب، نالهي تلخي زد و بگريخت... اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد! يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم. نگسستم، نرميدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم، نه گرفتي دگر از عاشق آرزده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ... بيتو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!........./. فريدون مشيري |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 23:39 توسط محمد دلاوری |
|
www.airianakhashatra.blogfa.comهستش که گفتم به دلايل نسبتا نا مهلومي اسمشا تغيير دادممثل هميشه اول يه شعر که نميتونم بگم ناقابل به همه ي عاشقانتقديم ميکنم اينم بگم که IranchمخففIran culture anh history هستش که فکر ميکنم معناياون مشخص باشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 23:24 توسط محمد دلاوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من محمد دلاوری اهل و ساکن دلیجان دانشجوی مهندسی مکانیک هستم این وبلاگ را به همه ی بروبچه های گل آریای تقدیم میکنم راستی اگر از تار نمای کسی استفاده کردم سعی میکنم تو پیوندها ازش یادی بکنم مطالب پیوند هاهم هیچ ربطی به من نداره دوست دار شما محمد دلاوری در ضمن یادلوری میکنم که این تارنما ادامه ی تارنما ی www.airianakhashatra.blogfa.com هست
|
|
RSS
|